مستعمره سازي جهان توسط اروپا كه در سده پانزدهم آغاز شد، به دست يك نابغه مصمم پرتغالي به نام "هانري دريانورد" امیر پرتغال، بنيان گذاشته شد.
اين مرد، كه هيچگاه به درون يك كشتي پا نگذاشت،(گذشته از يك لشكركشي كوتاه نظامي)، هيچ كتاب يا ياداشت روزانه اي از خود برجاي نگذاشته است ولي از قدرتش به عنوان امير يا شاهزاده نَسَبي و درآمدش در مقام استاد اعظم فرقه مسيح براي كاوش در اقيانوس تاريكي ناشناخته- اقيانوس اطلس- و ساحل غربي قاره آفريقا استفاده كرد.
او از ستاد فرماندهي اش در "ساگريش"، بندري تك افتاده در راس جنوبي پرتغال، هيئت هاي بي شماري را براي كاوش در درياها اعزام كرد.
در اين كاوش ها، اسطوره هايي را كه از روزگار باستان توسط" بطلمیوس" منجم و رياضيدان حوزه اسكندريه در همه جا پخش شده بود مبنی بر اين كه« هرگاه خيلي زياد با كشتي در سمت غرب اقيانوس اطلس پيش برويم به لبه جهان مي رسيم و از آنجا به مغاك زيرين پرت مي شويم و هر كس كه بخود جرات دهد و در سمت جنوب نيز پيش برود بر اثر تابش عمودي آفتاب همچون گوشت كباب خواهد شد، درهم شكست».
سالها بعد،" آنگلوس پوليتيانوس "شاعر و انسان گراي ايتاليايي بر ديني كه اروپا در قبال پرتغال برگردن دارد چنين تاييد گذاشت:«اين كشور نه فقط ستونهاي هركول را پشت سر گذاشته و اقيانوسي خروشان را مهار كرده است بلكه وحدت تاكنون از همه گسيخته اين كره خاكي قابل زندگي را از نو در آن برقرار كرده است راستي، اكنون مي توان در انتظار چه امكانات و پيشرفت هايي تازه اقتصادي، گسترش دامنه دانش بشر، و تائيد علمي بود كه تاكنون باور نكردني تلقي مي شد! كشورهاي نو، درياهاي نو، و جهان هاي نو از تاريكي سده ها به درآمده اند كشور پرتغال، پاسدار جهاني ديگر شده است».
اما اين كارهاي بزرگ با استفاده از كدام انواع كشتي انجام مي شدند؟" ارنل براند" فرد نويسنده زندگينامه هانري دريانورد در اين باره چنين مي نويسد:«
کشتي هاي نخستين سفرهاي اكتشافي از نوع پوست درختي( به پرتغالي barinale ) بودند اين كشتي ها به بادبانهايي چهارگوش مجهز بودند و به كشتي هايي شباهت داشتند كه معمولا براي حمل كالا و مسافر در رودخانه ها به كار مي رفت از اين لحاظ كه پيشاپيش باد به حركت درمي آمدند قابل ستايش بودند ولي دريانوردان هانري دريانورد با دلايل محكم، نگران آن بودند كه با اين كشتي ها نتوانند در جهت خلاف باد حركت كنند». مشكلي كه آنان به هنگام بازگشت به پرتغال در جهت خلاف بادهاي شمالي با آن مواجه شدند، به تكميل كشتي معروف به "كاراول" در پرتغال انجاميد.
كاراول، همچون بسياري از كشتي ها، تاريخچه اي طولاني پشت سر داشت حتي امروزه در طويل ترين رود شبه جزيره ايبري يعني "تاگوس"، مي توان قايق هاي بادباني كوچكي را مشاهده كرد كه به ادعاي برخي ها از نسل كاراول هستند اين قايق ها با استفاده از تيرهاي پهن و تخته بندي از جنس كاج با كلافي از چوب بلوط با آبخور كم عمق ساخته مي شوند گاهي در دل دريا و نزديك به سواحل پرتغال، همين قايق ها در حالي كه با امواج اقيانوس اطلس بالا و پايين مي روند و بادبانهاي سه گوش شان بر بالاي دكلي كوتاه خم برداشته است جلب توجه مي كنند.
اين قایق ها از نوع قايق هاي نيمه باز يا نيم عرشه اي هستند به احتمال خيلي زياد، كاراول هاي هانري دريانورد با اقتباس از دوحه هاي اعراب در بحر احمر ساخته شده باشنددر يك نقاشي قديمي متعلق به اوايل سده شانزدهم، قايقي به چشم مي خورد كه احتمالا به كاراول شباهت دارد. جلوي قايق، بسيار زيبا است و چندان تفاوتي با قايق هاي تفريحي امروزی ندارد، با استثناي اندكي بيرون زدگي در خط كلي حفاظ ها نوعي شيب ملايم ديده مي شود عقب قايق به صورت يك عرشه انتهايي به اضافه يك دژ كوچك ساخته شده است كه در آن يك دكل پاشنه برپا شده است دكل اصلي، اندكي از خط محور قايق عقب تر واقع شده است، و دو بادبان سه گوش نيز دارد. بادبانها به سادگي مهار مي شوند و يك يا دو نفر مي توانند سطح نسبتا بزرگي از آنها را اداره كنند.
كاراول هاي هيچ بادبان فوقاني نداشتند كه موجب نگراني شوند برخلاف كشتي هاي داراي بادبانهاي چهارگوش، در اين قايق ها اثري از طناب بادبان يا محافظت پيچيده ورقه اي بادبان نيست تا پيش از رواج بادبان هاي جلو و عقب عرشه در چندين سده بعد، بادبان سه گوش كارآمدترين بادبان براي قايق هاي كوچك بود. همچنان كه" لويجي داكاموستو" دريانورد ونيزي درباره كاراول هاي هانري دريانورد مي گويد: اين كشتي ها مناسب ترين كشتي براي سفر دريايي در آن روزگار بودند.»
وزن كاراول ها معمولا از 100 تن كمتر بود به طوری که مورخان از كوچكي اين كشتي ها كه نخستين دريانوردان اروپايي را در اقيانوس ها به نقاط ديگر مي بردند اظهار شگفتی کرده اند البته بزرگي يا كوچكي كشتي چندان اثري در مناسب بودن آن براي سفر دريايي ندارد(امروزه قايق هاي تفريحي با وزن 10 تن يا كمتر، غالبا به راحتي از اقيانوس اطلس مي گذرند).
چوب كاجي كه در ساخت كاراول هاي بكار مي رفت از چند صدسال پيشتر در پرتغال به عنوان درختي حفاظت شده اعلام شده بود علت اين امر آن بود كه كشور پرتغال بدون داشتن سدي از درختان كاج، به راحتي در معرض يورش ماسه اي قرار مي گرفت كه بادهاي اقيانوس اطلس با خود به ساحل مي رساندند.
اين كاجهاي سنگي بومي، مخصوصا براي ساخت تيركهای شمع حايل، تخته بندي بدنه و قطعات منحني كشتي مناسب بودند از اين كاج ها چوب صاف مناسب تخته بندي نيز بدست مي آمد.
از چوب بلوط، مانند انگلستان، براي ساخت تير عقب كشتي استفاده مي شد شهرهای " ليسبون"،" پورتو" و "ساگريش" از مراكز بزرگ كشتي سازي در پرتغال بودند، صداي تيشه كارگران از بام تا شام در آنها به گوش مي رسيد و وجود پيشه هاي وابسته به كشتي سازي مانند بادبان سازي و طناب سازي نيز بر رونق كار در آنها مي افزود.
حتي پيش از مرگ هانري دريانورد در سال 1460 بر ابعاد كاراول ها افزوده شده بود و وقتي وزن آنها از 10 تن تجاوز مي كرد غالبا يك دكل سوم و حتي دكل چهارم به آنها افزوده مي شد در اين كشتي هاي جديد از نوعي بادبان مركب- سه گوش در دكل هاي پاشنه و اصلي، و چهرگوش در دكل جلو- استفاده مي شد.
اين كاراول ها با طولي معادل 60 تا 90 فوت، با شاه تيري به طول 20 تا 30 فوت، از هر جهت كشتي هايي متناسب بودند و بدليل پهن بودن شاه تيرشان می شد آبخوري بسيار كم عمق براي آنها در نظر گرفت كه خود بهنگام كار در امتداد سواحل آفريقا در آبهاي ناشناخته و غالبا كم عمق يك امتياز بزرگ به شمار مي رفت.
كاراول به هنگام حركت در نزديكي باد، در مقايسه با تك تك كشتي هاي هم روزگار خود بسيار بر آن ها برتري داشت اين خصوصيت به كشتي هاي هانري دريانورد امكان داد كه نه فقط در امتداد سواحل آفريقا رو به جنوب برانند بلكه هنگام برگشت نيز در جهت خلاف باد حركت كنند ملوانان ديگر احساس نمي كردند كه محكومند پيشاپيش باد و بدون اميدي به بازگشت از همان مسير برانند.
راستي، اين نخستين دريانوردان چه ابزارها و نقشه هايي در اختيار داشتند؟ صدها سال بود كه ملوانان مديترانه در آبهاي ساحلي و به فاصله قابل رويت از خشكي بادبان برافراشته و دريانوردي كرده بودند آنها، نقش هاي دقيقي داشتند و در كارشان بر سه اصل حرفه اي ملواني- گزارش روزانه، هدايت و مراقبت- تكيه مي كردند. دريانوردان از صدها سال پيش بين كشورهاي شمالي و سرزمين اروپا در رفت و آمد بودند اما وقتي موضوع حركت در جهت جنوب و اقيانوس اطلس، مسيرهاي غير قابل رويت از خشكي و در امتداد ساحلي پيش آمد كه هيچ گزارش شفاهي درباره آن از كسي شنيده نشده بود- تا چه رسد به نقشه آن- شناخت عرض جغرافيايي اهميت قطعي پيدا كرد آنها مجبور بودند مسيرشان را به كمك قطب نما ترسيم و تعيين كنند.
در هر كاراول، قطب نماي سياره مغناطيسي در يك پايه كوچك و چوبي قطب نما نگهداشته مي شدكه شب از يك چراغ پيه سوز(روغن نهنگ) يا روغن سوز(زيتون) روشنايي مي گرفت.
يك ساعت شني- تنها ابزار زمان سنجي قابل دسترسي در دريا- غالبا در داخل آن پايه كار گذاشته مي شد. استفاده از ساعت هنوز رواج نيافته بود و ساعت هاي آن روزي براي استفاده در يك كشتي كوچك مناسب نبودند. خدمتكار كشتي، سكاندار را از نزديك زير نظر مي گرفت و مراقبش بود.
روش نگهداشتن چراغ ها و پايه قطب نما و مراقبت از ساعت شني، سرو ته كردن آن به محض تمام شدن شن در محفظه بالايي و اعلام ساعت با صداي بلند از وطايف او بود. وقتي خدمتكار دست به حقه مي زد و ساعت شني را به چراغ نزديك مي كرد يا زير پيراهنش مي گذاشت تا « شيشه گرم شود»، مرتكب خطايي بزرگ مي شد كه مجازاتش تنبيه با شلاق بود در نتيجه گرم شدن شيشه ساعت شني،شيشه انبساط پيدا مي كرد و دانه هاي شن با سرعت بيشتري به محفظه پاييني تخليه مي شدند- و بدين ترتيب از طول زمان طولاني و خسته كننده كار براي خدمتكار كاسته مي شد.
دريانوردان با پايداري ستاره شمالي به عنوان نقطه مرجع در كارهاي دريانوردي، از روزگار باستان آشنا بودند.اين ستاره به ستاره دريا معروف بود، كه گاهي از خود قطب نما نيز به همين عنوان نام مي برند.
" فليكس فابر"بیست و چند سال بعد از مرگ هانري دريانورد، سفر دريايي خود به فلسطين را چنين توصيف كرده است:« آنها يك ستاره دريا در نزديكي دكل و ستاره ديگري در بلندترين دكل عرشه پاشنه دارند در تمام ساعات شب يك فانوس در كنار آن مي سوزد يك نفر ايستاده است و لحظه اي از ستاره دريا چشم برنمي دارد و دائما مراقب آن است زير لب زمزمه مي كند و در آن مي گويد كه همه چيز بخوبي پيش مي رود، و مردي را كه پشت اهرم سكان ايستاده است هدايت مي كند سكاندار جرات نمي كند اهرم سكان را به اندازه كسري از يك درجه تكان دهد، مگر به دستور مردي كه مراقب ستاره دريا است.»
چند سالي بود كه نقشه هاي نسبتا دقيقي از سواحل درياي مديترانه و سواحل اروپايي اقيانوس اطلس تهيه شده بودند و مورد استفاده قرار مي گرفتند.
كهن ترين نقشه دريايي، كارتاپيزانا(Carta Pisana) نام داشت كه در حدود سال 1275 ميلادي تهيه شد. در اوايل سده چهاردهم ميلادي، نقشه سازان شهر جنووا در سراسر اروپا شهرت داشتند، و يهيوديان كانالونيايي جزيره ي مايوركا نيز به همان اندازه از لحاظ دانش و مهارتشان در نقشه كشي شهرت داشتند.
" آبراهام كرسكوئس مايوركايي" ازشخصيت مهم دوره پيش از هانري دريانورد بود كه از او بعنوان « استاد نقشه و قطب نما» نام برده مي شد پسر وي بنام "ژائيمه" يكي از نقشه سازان بزرگ بود كه به تشويق هانري دريانورد در شهر ساگريش اقامت گزيد. ژائيمه كرسكوئس، يك سال و اندي پس از كشف جزاير مادرا به دربار هانري دريانورد پيوست. از آن پس، وي سرگرم پژوهش، نقشه سازي و ياري رساندن به هانري براي به هم وصل كردن اطلاعاتي شد كه ناخدايان و درانوردان باي او گردآوري مي كردند و تحويل مي دادند. ترديدي نيست كه او نيز با خودش چندين جدول رياضي مشابه جدول هايي از جزيره مايوركا آورده بود كه به جدول هاي نامبرده توسط رام لول در سده ي پيشين شباهت داشت و ملوانان- محاسبه خطوط پابت زاويه – به كمك آن مي توانستند مسافت طي شده را به هنگام پيش روي در دريا پيدا كنند.
ناخدايان و دريانوردان هانري، ابزار نسبتا موثري براي محاسبه وضعيت هاي مختلف كشتي داشتند. اسطرلاب، مانند بسياري از ديگر ابزارهاي مرتبط با علوم رياضي به احتمال زياد از اختراعات اعراب بوده است.
از نوشته هاي ماركوپولو در اوايل سده چهارده ميلادي مي دانيم كه اعراب از صدها سال پيش ابزار ساده اي به نام كمال (Kamal) براي رصد ستارگان داشته اند.
اسطرلاب ستاره شناسان، ابزاري پرهزينه و پيچيده اما بسيار دقيق بود. اين ابزار در سده پانزدهم به خوبي شناخته شده بود ولي براي استفاده در دريا مناسب نبود. نوعي از آن براي دريانوردان با تقليد از آن ساخته شد، به مقياس درجه بندي شده ي ساده اي براي اندازه گيري ارتفاع خورشيد يا هر ستاره اي مجهز بود. همين گونه ابزار بود كه پرتغالي ها در سفرهاي اكتشافي خود در اقيانوس اطلس و سواحل آفريقا به كار بردند.
اين سرآغاز عصر جديد در دريانوردي بود در ليسبون يا ساگريش، دريانوردان با ابزارهاي كار خود آشنا مي شدند و ارتفاع خورشيد يا سارگان را در بندرگاه مبداشان اندازه مي گرفتند سپس رو به جنوب بادبانبر مي افراشتند و همزمان با كشف دماغه ها، سنگ پوزه ها و خليج هاي نو، اختلاف ارتفاعاشان را اندازه مي گرفتند.
دريانوردان پزتغالي تا جايي كه امكان داشت در امتداد ساحل دريانوردي مي كردندابزارهاي آنها قابل اطمينان نبودند، نقشه هاي مورد نياز را همزمان با پيش روي در مسيرشان مي ساختند، و كشتي هاي داراي آبخور كم عمقشان امكان حركت در آبهاي سطحي ساحل ها را به ايشان مي داد. وقتي به نقطه يا سنگ پوز جديدي مي رسيدند، همراه اسطرلاب ها و جدول هايشان در ساحل پا به خشكي مي گذاشتند و ارتفاع خورشيد را ظهر هنگام از خشكي مي گرفتند. عرشه ي پرتكان كشتي كاراول جاي مناسبي براي اندازه گيري دقيق و استفاده از ابزاري دست و پا گير و نامناسب نبود.
اينها كشتي ها و ابزارهاي كمكي دريانوردي بودند كه پرتغالي ها با استفاده از آنها توانستند جهان را به روي نوع بشر بگشايند. ناخدايان پرتغالي با هر سفر دريايي جديد، تدريجا با فنون سفر درياي ژرف آشنا شدند و خدمه كشتيها نيز با فاصله هاي زياد در اقيانوس ناشناخته خو گرفتند.
سعی كرده ام محلی مناسب برای تبادل نظر و به اشتراك گذاری اطلاعات خود در زمینه های مربوط به دریانوردی و بازرگانی دریایی، مدیریت، اقتصاد و بانک ایجاد كنم تا از این طریق به گسترش هرچه بیشتر این صنعت بزرگ و حیاتی برای كشور، به سهم خود كمك كرده باشم. این وبلاگ از دو آدرس زیر در دسترس است.