چهارشنبه 18 مرداد 1396  08:23 ق.ظ    ویرایش: چهارشنبه 18 مرداد 1396 08:25 ق.ظ


 قاچاق

 

اخیرا گزارشات بسیاری در تحلیل جهش درآمدی گمرک در سال گذشته نسبت به سال 94 و همچنین از زمان اجرای سامانه در سال 92 ارائه شده است. گزارشها نشان میدهد حقوق ورودی دریافتی گمرک در سال 95 نسبت به سال 94، 61% رشد داشته است در حالی که میزان واردات به لحاظ وزنی 5% کاهش و به لحاظ ارزشی 5% افزایش نشان میدهد. تحلیلها این افزایش درآمد را به کارکرد سامانه و جلوگیری از قاچاق کالا نسبت داده اند، بیایید یکبار موضوع را از دریچه دیگری ببینیم حقوق ورودی ماخوذه در گمرک به سه پارامتر وابسته است، اول ارزش کالا، دوم نرخ تسعیر و سوم ماخذ تعرفه. درسال 95 نسبت به سال 94 تفاوت فاحشی در نرخ ارز مورد محاسبه گمرک نداشته ایم. از طرفی ارزش نیز صرفا به میزان 5% افزایش داشته است، لذا باید بپذیریم بیشترین تاثیر را در این میان افزایش ماخذ متوسط تعرفه یا همان تعرفه موثر کالا داشته است. حال ببینیم این افزایش تعرفه موثر چگونه رخ میدهد. 


در سال 95، حداقل حقوق ورودی مکتسبه از کالاها از 4% به 5% افزایش یافت. بنابراین سهم حقوق ورودی دریافتی از کلیه کالاهای مواد اولیه و حد واسط تولیدی که حجم قابل توجهی از واردات کالا را تشکیل میدهد 1% افزایش یافت که باعث افزایش بیست درصدی در حقوق ورودی دریافتی از این کالاها میشود. کاهش طبقات تعرفه، باعث حذف برخی اقلام ماخذها و ادغام انها در یکدیگر شده است، به عنوان نمونه تمامی ماخذهای 8، 10 و 12 درصدی سال 94 در سال 95 به 10 تبدیل شده است، لذا برخی اقلام کالا حقوق ورودی بیشتر و برخی کمتری نسبت به سال قبل از آن پرداخته اند. حذف اولویت دهم کالایی و تغییر تعرفه آنها به نحوی که دوبرابر محاسبه شدن سود بازرگانی کالا نیز کنار گذاشته شد از دیگر اقدامات موثر بر نرخ متوسط تعرفه ها در سال گذشته بوده است.


 2- جدای از موارد فوق که ممکن است بتواند تا 10% افزایش درآمد را توجیه کند، افزایش تعرفه موثر به میزان نزدیک به 60%، به معنای تغییر سبد وارداتی کالا از مواد اولیه و کالاهای اساسی به سمت کالاهای مصرفی و اماده است زیرا همانطور که میدانیم، ماخذ حقوق ورودی برای کالاهای اساسی و مواد اولیه بصورت حداقلی تعیین میشود، حال آنکه تعرفه کالاهای مصرفی و غیر ضروری برای حمایت از تولید بالاتر تعیین میگردد، بنابراین میتوان ادعا کرد که این افزایش درآمد (که البته هیچ ربطی به گمرک نداشته و گمرک صرفا مجری قوانین بوده است)، نه تنها خبر خوشایندی نیست، بلکه به عنوان یک اتفاق در جهت معکوس اقتصاد مقاومتی و تبدیل واردات کالاهای اساسی به مصرفی بوده است. کاهش میزان وزنی و افزایش مبلغ ارزشی واردات نیز این نظریه را تایید میکند، چراکه نسبت ارزش به وزن کالا در مواد اولیه کوچکتر و در کالاهای مصرفی بزرگتر است (وجود ارزش افزوده در کالاهای ساخته شده)، بدین معنی که اگر یک تن مواد اولیه مثلا دوهزار دلار قیمت داشته باشد، وزن کالای ساخته شده از همان مواد به ارزش دو هزار دلار شاید کمتر از پانصد کیلوگرم باشد، بنابراین جایگزینی این مواد با کالاهای ساخته شده از آن باعث کاهش وزن واردات و افزایش ارزش آن میگردد (همان اتفاقی که آمار نشان میدهد) شاهد دیگر این مدعا، کاهش تولید واحدهای تولیدی در اثر رکود حاکم بر بازار است، طبیعی است وقتی یک واحد تولیدی نتواند با ظرفیت قبلی فعالیت کند، نیاز کمتری به مواد اولیه خواهد داشت و لذا واردات کمتری در مواد اولیه به وقوع خواهد پیوست، با این وضع، ثابت ماندن حجم واردات باید با اقلام دیگری تامین شده باشد که مطابق تحلیل فوق، بایستی از کالاهای ساخته شده باشد. همچنین توجه داشته باشیم افزایش بهای جهانی فولادها در کنار افزایش شدید ماخذ تعرفه واردات فولاد نیز به کاهش واردات آن منجر شده است که بایستی از محل سایر کالاهای مصرفی (برای تامین حقوق ورودی بیشتر)جبران شده باشد.از همه اینها گذشته در مورد تاثیر سامانه بر قاچاق کالا در جای خود جداگانه خواهیم گفت،ولی آنچه نباید از خاطر دور داشت اینکه، آمارهای منتشر شده در مورد کالاهای اظهار شده به گمرک و ترخیص شده از آن است، لذا این آمار برای نشان دادن کاهش یا افزایش قاچاق و یا اظهار کالا با ارزش واقعی یا غیر آن کارایی لازم را ندارد، اگرچه به عنوان یک پیش بینی، افزایش واردات کالای مصرفی، انگیزه کم اظهاری در گمرک را بالا برده و لذا ممکن است ارزش واردات واقعی کالا، چیزی بیش از آنچه آمار نشان میدهد باشد، این نکته توجیهی برای چرایی مثبت شدن تراز تجاری کشور نیز میتواند باشد!


 اصغر مظاهری

   


نظرات()  
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

SeaTrade & Transport

زكات علم آموختن آن به دیگران است